تبليغاتX
دامن چین دار گلابتون

 

تا وقتی که دستام دو تا دستای تو رو دارهتنهای تنها موندنم معنی ندارهصد سال با تو بودن مثل یک عمر دو روزه استهمتا تا ابد توی دلم پا نمیذارهالهی که خدا این شب و روزا رو نگیرهشادی باشه تو زندگیمون غصه بمیرهاصلا واسه ما باشه حکم الهیبی همدیگه بودن یعنی گناه کبیره
 یکدوسه

فرزیفرنوشداداش

فرزی:پاشو پاشو داداشی پاشو بریم یکم پیاده روی

داداشی:نمی تونم ولم کنتازه غذا خوردیم آپاندیس می گیریم

فرنوش:پاشو ببینم ساعت ۸بوده شام خوردیم حالا ۱۰ شبه تنبل

سه نفری خونه رو ترک می کنیم

در راه به عجایب گوناگونی برخورد می کنیم

میرسیم تو یه خاکی داداشی میگه من اینجا می دوم شروع می کنه به دویدن

فرنوش:داداشی اینجا رو با استخر اشتباه گرفتی این دویدن نیست این شنا پروانه است خوب

فرزی:دلش و گرفته داره میخنده بهش میگه:الان فردا میای میگی کمرم درد می کنه دیگه نمیام

فرنوش:بی خودباید وزن متعادل پیدا کنیم باید خوش استیل بشه که می خواد کت و شلوار بپوشه کت و شلوار زار نزنه به تنش

داداشی:همه حصرت هیکل و استیل من و می خورن

فرنوش:آره جون عمت !!!!تو محض رضای خدا یه لگدبه یه گربه زدی چار تا موش و خوشحال کنی ها

در طی این مدت که می دویدیم چند تا خاطره هم گفتیم هووووویه کمپرسی اومد رد شد واسمون دست زدما هم گفتیم مرسی مرسی بعد یه پراید پشت فرمون واسمون دست زد بازم ما گفتیم مرسسسسسسسسسسسسی

فرزی:من دولت تعیین می کنم

فرنوش:جانم؟؟

فرزی:منظورم اینه که من اینجا رو گسترش میدممن این جا رو به ایستگاه ورزش شبانگاهی تبدیل می کنم

فرنوش:بله تو راست میگی

داداشی سرعتش دیگه کم شده خوب بریم یه چیزی بخوریم

فرزی:بابا چته بذار یه دو دور بریم

داخل سوپر مارکت:

داداشی:آقا آبمیوه شادلی دارید

آقاهه:آره می خوای بخندی؟

داداشی:نه میخوام بخرم !!

راه میوفتیم طرف وسایلای ورزشی:

فرزی:واقعا من کیف می کنم این جوونای غیور و می بینم دارن ورزش می کنن

فرنوش:بله کیف می کنم جوونای نا غیور و می بینم دارن سیگار می کشن

داداشی:شما راست میگید!!

توضیحات:

از امروز قراره تعدادمون افزایش پیدا کنه !!!

اطلس تو رو هم یاد کردیم برو سی و سه پل بدو تا یکم گوشت تنت بریزه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 18:51 توسط گـــلابـتون |

بریم تو مایه های آهنگای عشقی

اون که یه وقتی تنها کسم بودتنها پناه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارماز درد دوریش من بی قرارم!خیال می کردم پیشم میمونهترانه ی عشق واسم میخونه خیال می کردم یه همزبونه نمی دونستم نا مهربونه!!!بله جانم!بیخیال بریم سر اصل مطلب

اول سلامحال شما خوبستدر سلامتی کامل به سر می برید هووو؟؟

چند روز پیش رئیس آموزش پرورش قرار بود بیاد مدرسمونبنده خدا اومد تو کلاس گفت دخترای خوبم چند تا نکته هست که باید خدمتتون عارض بشم:

۱-دخترای عزیزم موقعی که آقای گودرزی تشریف آوردن(می خوام تشریف نیاره)سکوت رو رعایت می کنید و به حرفاش گوش میدید(ما هم مثه بچه های خوب گفتیم چشم)

۲-خواهشا حجاباتون رو رعایت کنیدبعد دست گذاشت رو مقنعه یکی از بچه ها این چه موهاییه انگار کاکل خروس بکنش تو زشته!!!!)ما هم در کمال ناباوری فرداش تا رسیدیم مدرسه موها رو خوشگل مثل شاخ گوزن انداختیم بیرون

۳-موقعی که ایشون صحبت می کنن هله هوله نندازید بالا(در کمال ناباوری از اول تا آخر داشتیم هله هوله می خوردیم)

۴-بنده خدا کلاس رو ترک کرد

این آقا در حین سخنرانی تا کم می آورد می گفت ما مرده بودیم از خنده اون آخر هی بنده خدا می گفت ساکت

ما همچنان ادامه می دادیم

*با پرپر از تو راه رو که رد میشیم یکی اون از خودش تعریف می کنه دو تا من میگم آخر سر میرسیم  به اتاق مشاور تق تق میزنیم به در به عنوان تخته یه دفعه این ضایع بازی چنان ادامه داشت با هم تا رسیدیم در و زدیم در کمال ناباوری مشاور در و باز کرد گفت کاری داشتید من و پرپر گفتیم نه سرمون و انداختیم پایین آخ رسیدیم تو کلاسسسسسسس مردیم از خنده

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 18:50 توسط گـــلابـتون |

آآآآماشاللا بیااااااااا وسططط کلللللیلللللل.باریکلا خودمجونی جونم یار جونم بیا دردت به جونم شب مهتاب لب دریا سیتو آواز می خووووووونم مرسی خودم مرسیتوی شرجی توی گرما مو میرم کنار ساحل منتظر به رات می شینم تا قیامت حالا حالا نمیدونم چی چی مو به دریا چشم می دوزم دل غافل که نیومد تا ابد به پاش می سوزم.کلیلیییییی

اگه گفتید عروسی کیه؟؟؟عروسی قنبرهکلیلیییییییییییییییییی همسایه پشتیمون

داداشم نشسته پای کامی بهش می گم پاشو پاشو بچه کلاس اولی درساتو خوندی؟میگه نه نخوندممیگم پاشو درساتو بخون میگه مامان اجازه میدی یکم بازی کنم ؟نه پاشو به زور از پای کامی بلند میشه دراز میکشه کتابو میگیره دستشدر حین اینکه کتاب دستشه به همه کاراش میرسه به جز اینکه دو کلمه از این کتاب دربه در بخونهیکم میگذره میگه خسته شدم پاشم برم یه چیزی بخورم میگم آخی طفلی داداشم نه دیفرانسیل انتگرال مشتق حل کرد انرژیش تموم شد باید بره خودشو بسازهرو میکنم طرفش میگم عزیزم با این روالی که تو داری پیش میری من لیسانس میگیرم تو هنوز تو کنکور کاردانی به کارشناسی موندیهمه نی نی کوچولای فامیل زن میگرن تو هوز تو کنکور کاردانی به کارشناسی موندی !!میگه مگه چند سالمه تازه اوج جوونیمه هر کی میبینتم فکر می کنه ۱۸سالمه!!میگم بله اونا این طوری فکر می کنم کافیه یه نیگا به سه جلدت بندازن اون وقته که

فرزی میپره تو کلاممون میگه خوبه این باید بره در خونه بگیرتش من چی که باید بشینم تا بیاد بگیرتممامانم  میگه نترس همتون میرید هیچکدومتون سر دستمون نمی مونید من میگم مامان جون این ضرب المثل رو شنیدی که میگه مال بد تا آخر عمر بیخ ریش صحابشهمال خوبم رو زمین نمی مونهدر همین حین بابا از در میاد تو میگه آنقدر گیر ندید کی زن میگیرید کی شوهر می کنید برید لباساتون و بپوشید مگه قرار نیست بریم پارک ؟من و فرزی میگیم چرا ولی اینبار هم بحث زن گرفتن داداش بی نتیجه موند!

توضیحات:

عبرت بگیرید داداشاتون رو سر ۲۴سالگی بفرستید خونه بخت

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:49 توسط گـــلابـتون |

آآآآماشاللا بیااااااااا وسططط کلللللیلللللل.باریکلا خودمجونی جونم یار جونم بیا دردت به جونم شب مهتاب لب دریا سیتو آواز می خووووووونم مرسی خودم مرسیتوی شرجی توی گرما مو میرم کنار ساحل منتظر به رات می شینم تا قیامت حالا حالا نمیدونم چی چی مو به دریا چشم می دوزم دل غافل که نیومد تا ابد به پاش می سوزم.کلیلیییییی

اگه گفتید عروسی کیه؟؟؟عروسی قنبرهکلیلیییییییییییییییییی همسایه پشتیمون

داداشم نشسته پای کامی بهش می گم پاشو پاشو بچه کلاس اولی درساتو خوندی؟میگه نه نخوندممیگم پاشو درساتو بخون میگه مامان اجازه میدی یکم بازی کنم ؟نه پاشو به زور از پای کامی بلند میشه دراز میکشه کتابو میگیره دستشدر حین اینکه کتاب دستشه به همه کاراش میرسه به جز اینکه دو کلمه از این کتاب دربه در بخونهیکم میگذره میگه خسته شدم پاشم برم یه چیزی بخورم میگم آخی طفلی داداشم نه دیفرانسیل انتگرال مشتق حل کرد انرژیش تموم شد باید بره خودشو بسازهرو میکنم طرفش میگم عزیزم با این روالی که تو داری پیش میری من لیسانس میگیرم تو هنوز تو کنکور کاردانی به کارشناسی موندیهمه نی نی کوچولای فامیل زن میگرن تو هوز تو کنکور کاردانی به کارشناسی موندی !!میگه مگه چند سالمه تازه اوج جوونیمه هر کی میبینتم فکر می کنه ۱۸سالمه!!میگم بله اونا این طوری فکر می کنم کافیه یه نیگا به سه جلدت بندازن اون وقته که

فرزی میپره تو کلاممون میگه خوبه این باید بره در خونه بگیرتش من چی که باید بشینم تا بیاد بگیرتممامانم  میگه نترس همتون میرید هیچکدومتون سر دستمون نمی مونید من میگم مامان جون این ضرب المثل رو شنیدی که میگه مال بد تا آخر عمر بیخ ریش صحابشهمال خوبم رو زمین نمی مونهدر همین حین بابا از در میاد تو میگه آنقدر گیر ندید کی زن میگیرید کی شوهر می کنید برید لباساتون و بپوشید مگه قرار نیست بریم پارک ؟من و فرزی میگیم چرا ولی اینبار هم بحث زن گرفتن داداش بی نتیجه موند!

توضیحات:

عبرت بگیرید داداشاتون رو سر ۲۴سالگی بفرستید خونه بخت

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:49 توسط گـــلابـتون |