چه سخته جدایی از تو هم زبونم
نوشتم تو نیستی دل من گرفته
بدون تو تنهام تو روزای هفته
تو تنها کسی که راز من و میدونی
تو تنها کسی که برای من میمونی
.دلم یه روز بی دغدغه می خواد 
.دلم می خواد دبیر دینیمون بری بری بگیره
.دلم می خواد زودتر عید بشه 
.دلم دوچرخه سواری می خواد 
.دلم آنشرلی در گرین گیبلز می خواد 
.دلم می خواد دختر فضول تو کلاسمون رو خفه کنم
.دلم آب نبات می خواد 
.دلم می خواد دبیر ریاضیمون رو ببوسم 
.دلم آب تنی می خواد 
.دلم می خواد بر گردم به دوران بچه گیام 
.دلم آهنگ با چشات علی دانیال رو می خواد 
.دلم رقص می خواد 
.دلم کارتون پسر شجاع می خواد 
.دلم می خواد شادمهر عقیلی که میگه مشکوکی رو خفه کنم
اینا نصف چیزایی بود که دلم می خواست
و پر درس
خانواده محترمه هوس می کنن که برن آبادان
ما هم در کمال میل
واسه اینکه از زیره درس ویژکی در بریم
با خانواده همراه میشیم 
۴تایی می چپیم پشت ماشین
از این ور ژاله هی هل میده از این ور مامان
منه بدبختم بچه آخر مظلوم غریب زیر شکنجه های این نامسلمونا گیر افتاده بودم
بین راه محسن چاووشی با اون صدای نکرش هی میگه 
گلای یاس تو باغچه غروبا بونه می گیرن 
مامانی میگه این چیه عوضش کن
داداش میگه به این خوبی چشه
(عشق چاووشی داره)
مامان میگه :باید یه جعبه دستمال بذاری جفتت هی زار بزنی باش
یکم من و ژاله تو سر و کله هم میزنیم
تا میرسیم اسکورت میریم میشینیم تو پارک و مشغول غذا خوردن میشیم
هر کی یه نظری میده بابا میگه :خوبه همیشه وقتی قورمه سبزی درست می کنیم بیاریمش تا آبادان و بر گردیم تا جا بیوفته
مامان میگه:مگه همیشه جا نیوفتادس؟
بابا:نه
غذا رو که نوش جان کردیم با ماشین اسکورت میریم طرف بازار
مامان اینا میرن ماهی بخرن
(ماهی نداشت)داداش پلاستیک میگو به دست میاد گلاب گلاب بیا داره تکون می خوره
من
چی ؟؟
میگو
اوا خدا یه عقلی بهت بده
کلی خنزر پنزر می خریم و میریم اسنک فروشی اسنک و میزنیم تو رگ
میایم طرف اهواز تو راه آقا پلیس جلوی داداش رو میگیره میگه:سرعتت زیاد بوده ۲۰هزار تومن
مامان از تو ماشین داد میزنه جناب سرهنگ تخفیف بده
من میگم بابا سربازی بیش نیست سرهنگ کجا بود
پلیس میگه به به اضافه سرنشینم که دارید
ژاله میگه اوف اوف مامان تا اوضاع رو از این بدتر نکردی بیا تو
خلاصه گوشتون و در نیارم جریمه نکرد
ما هم برگشتیم شهرمون حالا اومدیم این جا ببینیم چطور هستی خوب هستی در سلامتی کامل به سر میبری هوو؟
آهای سلام
ایهالناس سلام
آی اهوازیا
آی تهرونیا
آی اصفهونیا
آی مشهدیا
آی شمالیا
ای ایرونیا سلاام عرض می کنم
حال شما چطوره
منم خوبم 
یه سلام و خسته نباشید دارم خدمت برادر دینی خودم پریزیدنت احمدی نژاد
ای رحمت به اون شیری که خوردی
دستت درد نکنه که بنزین و سهمیه بندی کردی
حالا هی بگید احمدی نژاد بده
چیش بده امسال بنزین سهمیه بندی شد ولی ما ۲بار مشرف شدیم به مسافرت
موقعی که جیره بندی نبود اصلا نمی رفتیم
والللللللللللا 
ما هر وقت پامون رو به این شهر عظیم الجثه میذاریم گم میشیم
حالا بگرد کی نگرد
یک حالی کردیم
ماشین و پارک کردیم خیابان ولیعصر طرفای ونک
رفتیم دنبال کارمون
دیدم داداشم دستش به شکمش داره میخنده میاد
گفتم بسم الله مامان این جنی نشده
اومده برگ جریمه رو میذاره کف دست بابام
بابام گفت جریمه شدیم داری میخندی؟؟؟؟؟
داداشم گفت شماره رو اشتباه زده مامور خنگ
شماره ماشین و پس و پیش نوشته بود
یعنی جریمه میرفت به حساب یه بدبخت دیگه
حالا خوبه اصلا این شماره وجود نداشته باشه
نمی دونم مثل این که چشماش بابا غوری داشت
بعد که داشتیم میومدیم بابا کمربند نبسته بود
مامانم برگشت گفت پلیس شماره رو یادداشت کرد
من گفتم گور باباش از نزدیک نتونسته شماره رو درست بنویس حالا در حین حرکت بنویسه 
رفتیم بازار یک خریدی کردم
من وقتی پام به بازار تهران میرسه مست میشم
دوست دارم فقط پول داشته باشم هی ری به ری پول خرج کنم
رفتیم رسیدیم خیابون جمهوری بازار شانزولیزه
یاد جوکه افتادم که میگفت یارو میره تهران تا پاش میرسه به بازار شانزولیزه لیز می خوره میوفته
میدان ارژانتین داشتیم راه میرفتیم
به داداشم گفتم چرا ما هر وقت میایم تهران بازیگر نمی بینیم ؟
داداشم گفتم مگه همش ولن تو خیابون که تو ببینیشون
آقا اینو گفت و شراره دولت آبادی از جلومون رد شد و رفت
ذوق مرگ شدم
بعد داداشم گفت نگاش کن انگار جکی جان رو دیده
پای مبارک به شهر اهواز رسید
به مامانم گفتم مامان چقدر این جا تغییر کرده
اون روز که رفتیم این درخته این جا نبود
مامانم گفت بشین سر جات
هر کی ندونه فکر می کنه از خارج اومده 
توضیحات:
مصیبت اول مهر قلمبه شده تو دلم 
که یه آدم بدبخت بیچاره از اینا که شیشه ماشین پاک می کنن اومد طرف ماشین
بابا اومد عقب عقب گرفت به دفعه گفت آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ
من مونده بودم هاج و واج
به بابا گفتم ده بابا پاشو ببین بنده خدا چش شد نمیره بیوفته سر دستمون
بابام گفت تو به اعصاب خودت مسلط باش اصلا خودتو ناراحت نکن
این ۱ ثانیه دیگه پا میشه اینجا کردی میرقصه
خلاصه آخرای چراغ قرمز بلند شد دوباره افتاد به جون شیشه ماشین
بابام بهش گفت مرد حسابی بیا برو دیگه مگه نه تو پات داغون شده بود
گفتش یه چند تومن پول اگه داری خلاصه بابام پولشو داد و رفت مامانم گفت می خواد بره دودشون کنه بره فضا
*باز هم فرنوش و باز هم سوتی
این باجه ی محل خانواده ی ما رو میشناسه توی سوتی دادن
رفتم ازش روزنامه بگیرم(فکر نکنید واسه خوندن واسه اینکه پهن کنیم روی کابینت)ما پول بابت این چیزا نمیدیدم
خلاصه پول و دادم و روزنامه رو گرفتم چند قدم رفتم جلو دیدم یکی داد میزنه خانم کجا خانم کجا
برگشتم گفتم بله؟؟؟؟؟
گفت روزنامه ها رو نگاه کنید
برگشتم روزنامه ها رو دیدم ۳ تا روزنامه برداشته بودم
آخه از بس صفحاتشون کمه
آدم فکر می کنه زیاده
خلاصه روزنامه ها رو دادم باقیه پولمم نگرفتم یعنی من یادم رفت اونم نگفت
رسیدیم خونه مامانم میگه فرنوش عاشقیییییی؟؟؟
بهش می گم جانم؟؟؟
میگه روزنامه ها رو که اضافه برداشتی باقیه پولتم که نگرفتی
میگه احیانا حالت خوبه؟؟
ولی آخر نفهمیدم چطور شد که من ۳ تا روزنامه دادم پولم باید ازش می گرفتم
توضیحات:
نمیدونم کامنتدونیم باز نمیشه یا کسی کامنت نمیده که کامنتام آنقدر کم شده

هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی
برس به دادم
اونی که دل و دینم روبرده خیلی وقته نکرده یادم
هم اتاقی ببین چگونه سیل اشکم شده روونه درد جانسوزمو به جز توبه خدا هیچ کی نمی دونه
یک روز نشسته بودیم در ویلا داشتیم قهوه مون رو می خوردیم
یک دفعه دیدیم مسنجرمون صدا داد پی ام رو خوندیم گفتیم کیسته ؟؟گفت وبلاگ قبلیتم !!
گفتم چی کار داری
گفت فهمیدم از دستم خسته شدی می خوای وبلاگت رو عوض کنی
خلاصه جواب + رو بهمون داد از همون جا یه کشتی گرفتیم اومدیم اینجا ببینیم چطور هستی خوب هستی در سلامتی کامل به سر می بری هوووووو؟
در خدمتتون هستم تا هر وقت که عشقم بکشه...
:.:اولین راز زندگی:.:
هر گرفتاری و رنج و عذابی که به شما می رسد نتیجه کردار شما است و بسیاری را هم خدا می بخشد.