
من و ژاله دوشادوش هم توی آب وول می خوریم!یهو سرمو میگیره بکنه زیر آب !
میگم چیکار میکنی؟!میگه می خوام بکشمت می خوام توعون(؟)این همه سال زجر و بدبختی رو ازت بگیرم!
منم میگم:نامرد از مامانم اینا دورم کردی که بکشیم!تو می خوای برادر کشی هابیل و قابیل و دوباره تکرار کنی!
فقط با این تفاوت که اون برادرش و کشت تو می خوای خواهرتو بکشی!تازه اونا همسن هم بودن!تو میخوای بچه ای صغیر و بکشی!
(برداشت آزاد از فیلم یوسف پیامبر)
معلم زبانمون داشت تعریف میکرد که یکی از فامیلامون دو هفته رفت تهران بعد که اومد بعنی می خواست با لهجه تهرانی صحبت کنه ولی نصفی تهرانی بود نصفی اصفهوونی!
گفت بهش گفتم بابا تو همون لری خودمون و حرف بزن تهروونی پیشکشت!
داداشی رفته بود خرید کنه من نشسته بودم تو ماشین یهو یه زنه اومد جلو ماشین یه بچه بغلش بود ۳تا هم این ور اونورش بااجازتون یکیم تو شکمش!
با خودم گفتم خوبه هی زور میزنن میگن فرزند کمتر زندگی بهتر!
اینم دلش خوشه!!
حالا حرف زدنش جالب بود با بچش!بچش داشت بستنی می خورد بعد ریخت رو پیراهنش!بعد به بچش گفت:عوضی مگه بهت نگفتم بستنی لیوانی برات بخرم کثافت!بعد تازه این کثافتشم با یه لحن خاصی گفت!
ناهار بریون داشتیم!از قضا داداشی بریون نمیخوره!
(ما نفهمیدیم دوست داره یا نه!آخه هر وقت میریم اصفهان واسه بریونای اصفهان سر و دست میشکنه!)
بعد مامانم بهش گفت حالا نمیخوری بعدا از ما بهترون هر چی گذاشت جلوت می خوری!
داداشی لبخند بدجنسانه ای میزنه و میگه:مگه میشه از شما بهترون غذا درست کنه و من نخورم!!!

ژاله توی سبد میوه ها دنبال میوه میگشت!
میگه:گلی تو گلابی دوست داری؟
میگم آره !خیلی خوشمزس !مگه تو دوست نداری
!میگه:نه من دوست ندارم!میگم:تو چی دوست داری!با این قیافت واسه همینه قد و قوارت آنقدر مونده!
نه پروتئین داری نه فسفر هیچی هیچی هیچی!
یه دختره ایه تو کلاسمون حتی به جرز دیوارم می خنده!
من آنقده بدم میاد!
حالا همه با هم خوشحال و شاد و خندانم
هی قدر دنیا رو میدانم هی دست بزنم من پا بکوبم من جوانم

از قضا داداشی همیشه توی کارای الکتریکی و خلاصه ور رفتن با انواع و اقسام سیم و رادیاتور و موتور و دیفرانسیل و خلاصه هر چی که دمه دستش میاد هست!!
دیروز داشت لامپ اشپزخونه رو درست میکرد که همه یه جا سوخت!
نمیدونم ولی نسوخت چون بعدا درست شد!
گفت چراغا رو خاموش کن!منم که اصلا هوش نبودم!
چراغای یه جایی دیگه رو خاموش کردم!
حالا هی چراغو روشن کن ببین روشن نمیشه!
گفتم ای واویلا دادن دست مادر سلیمون بذارتش پشت در ایوون!(البته خیلی ضایعه که این ضرب المثل د ز ف و ل ی رو فارسی کردم!
خلاصه داداش از این طرف می گفت چرا حواست جمع نیست چرا اینا رو خاموش کردی!
داداش بزرگه بهش گفت: تو که می خوای بری بالا کار انجام بدی باید چراغ و خاموش کنی!خلاصه فیوز آشپزخونه کلا پریده بود!
عصری بابا بهش ور رفت درست نشد!گفت:مهی یه کار میکنه یه چیز درست میکنه دو تا چیز خراب میکنه!
منم گفتم بابا جون بذار پیشرفت کنه تا خراب نکنه که نمیتونه درست کنه!حالا غافل از این که من سوزوندمشون!
داداشی برقای ساختمون رو زد بعد میگه من شرکت برقم دههه یالا زنگ بزنید تا بگم برقا کی وصل میشن!
دیروز از مامانم شنیدم که دخی خاله
(که تازه گیا خیلی فیس فیسو شده)میره کلاس رانندگی!
خواستم این خبر و به ژاله بدم گفتم ژاله جون مشکل قلبی که نداری؟
قرصاتم که خوردی ؟
قلبت ضعیف که نیست!
گفت نه نه بگو من طاقت شنیدن همه حرفیو دارم!
گفتم دخی خاله داره گواهینامه میگیره!
گفت ماشالا از هر انگشتی میلیاردها هنر میباره!
به دختره ایه تو زبانکده یه جوراییه!
به قول یارو گفتی شیش میزنه!
از وقتی میاد سره کلاس داره با موبایل صحبت میکنه!
یکی از بچه ها میگه:من نمیدونم این روزی چند تا کارت شارژ تموم میکنه!
من میگم:هر چی تلفن داره میاد اینجا میزنه!
از قضا اون روز هی به موبایل ور میرفت و فحش میداد به یارو که پشته تل بود!
خفه شو عوضی!از این نوع فحش ها
!بعد یهووو اعصابش خورد شد یه دادی کشید و بلند شد رفت بیرون!
ما خیره مونده بودیم به اعمال این دختر!
تا رفت بیرون شروع کردیم در موردش حرف زدن و هر هر خندیدن!
یهووو وارد کلاس شد!همه کلاس ساکت شدن!
گفت ها چی می گفتید!!بگید منم بخندم!
ما هم یه لبخند تحویل همدیگه دادیم و گفتیم هوم هیچی!!
این روزا خیلی خوشحالیم!
به نظر شما آپای من خیلی بی مزه شده؟!به نظر خودم که اینطوریه!

شبا که ما می خوابیم آقا پلیس بیداره
ما خواب خوش می بینیم اون دنبال شکاره
آقا پلیس زرنگه با دزدا خوب می جنگه وقتی مارو می بینه تیکو تیکو می خنده
یک نصیحت بشنو از من کاندر آن نبود غرض چون کنی رای مهمی تجربت از بیش کن
اینجانب
یعنی نه من ها یعنی اون کسی که این شعر گرانقدر رو سروده خوب چیزی گفته یعنی به قول معروف چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که لعنت(رحمت)(؟)بر آن تربت پاک باد !
خلاصه مخلص کلام اینه که حرفای بابا برقی رو جدی بگیرید !
حالا بگو یعنی چی؟یعنی"هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش!
تا در آخرت طاعات و عبادتتون مورد قبول دولت قرار بگیره٬و بتونی راه خونه تا اون دنیا رو با موتور دو ترک طی کنی!
حالا دو نصیحت از عالم گرانقدر گلابتون گل گل زاده بشنو و حرف نزن!
ببین دو حالت داره که حالت اول بستگی به حالت دوم و حالت دوم وابسته به حالت اوله!
مثل این میمونه که بخوای یه مسئله رو اثبات کنی!البته اگه بتونی اثبات کنی که من فکر نکنم که تو بتونی و اگه بتونی که من شک دارم که این کاره خودت باشه و سخت در اشتباهیی اگه نتونی
!یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه"هنر نزد ایرانیان هست و بس"و "ادمی را ادمیت لازم است"نگو که میتونی درک کنی!!تو هنر داری اصلا!بی هنر!اسم تو رو هم میشه گذاشت ایرانی!بابا برو کار کن مگو چیست کار!!!به قول همون تربت پاکه بسی رنج بردم در این سال سی!!!!درک کنید !!اینا رو باید فهمید!!!!
۱
اگر از این چارتا کلومم حرف چیزی فهمیدی که من به عقلت شک دارم !اگه نه فهمیدی بازم به عقلت شک دارم!آخه بچه جون برو چارتا کتاب بخوون مگه چیزایی که من مینویسم چیه که تو نگیریشون!
این مطلب به عنوان یکی از اثار تاریخی در موزه ایرانیان باستان نگه داری می شود!!اگه کسی میتونه بدزدتش یه خبر به من بده تا بهش بگم چی کار کنه!
یاد دوران مهد کودک و شعرا و نقاشیاش به خیر!!
خسته شدم بس که از صبح که پاشدم اول "بزرگ مرد کوچک"دیدم
بعد "جایزه بزرگ"
بعد تکرار"سه در چار"
بعد تکرار"ترانه مادری"
بعد بخوابم
بعد اگه کلاس داشتم که میرم کلاس اگه نداشتم ول میچرخم تو خونه!
دوباره شب "ترانه مادری"بعد هم تا پاسی از شب سر و کله زدن با ژاله و داداشی !بعد خواب!!!
روحم خسته است!!
کاش زودتر مدرسه ها باز بشه!
صبحی تابستانی
اشکی چکید بر زمین
اشکی از چشمانی کوچک
صبح تمام شد و آن روز بود که برای اولین بار صبحی می دیدم
هر چند تصویری نیست
حال سالها گذشته و دوباره سالی بر سالهای زندگیت افزوده می شود
می شنوم
از همه سو می گویند
تــــــولــــــدت مبـــــــــارک ژالـــــه

چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک
گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن
نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه یِ هستیِِ من
دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی
گل ، باشی ، که در جمعِ یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی



تاریخ تولد فقط یک وسیله است برای این که فراموش نکنی آمدنت را !
نـــقــل قول گلابتونی:
کیکم گذاشتم واستون که کادوها رو دیگه بفرستید
دعا کنید که ما کیک عروسی رو بخوریم و یه نفس راحت از دستش بکشیم!