تبليغاتX
دامن چین دار گلابتون - و اینگونه بود که من رسما وارد این دنیا شدم!!

یادمه روزی که قرار بود به دنیا بیام یه روز خوب بود!حداقل واسه خودم خیلی خوب بود!!هی لنگ و لگد پرت میکردم و سر جای خودم بند نمیشدم دوست داشتم هرچه زودتر گریه کنم بغضم گیر کرده بود تو گلوم اما اونجا که نمیتونستم گریه کنمخودمو میکوبوندم اینور اونور جیغ میزدم بابا ده یالا منو دربیارید از اینجا دارم خفه میشم!!اما زهی خیال باطل هیچکس به حرف من گوش نمیداد هر کس تو حس و حال خودش بود و من بیچاره تک و تنها نفسای آخرمو میکشیدم!جیغ میزدم -گریه میکرم-غذا می خواستم هیچکی نمیگفت خرت به چند منه؟؟!!دیگه طاقتم طاق شده بود نگاهی به دور و برم انداختم و گفتم دیگه وقتش شده که قدم مبارکم رو بذارم تو این دنیا !مامانم دیگه خسته شده بود می گفت این بچه چه قدر عجله داره کشت منو!بابام سوار ماشینش کرد منم اونجا بودم!رفتیم بیمارستان یه جیغ و من اومدم تو این دنیا!!هی گریه میکردم هی فین میکردم هی گریه و فیییین!!آنقدر مامانمو اذیت کردم که حد نداشت!!(البت اینا دو تا میذارن روش به من میگن من خودم یادمه خیلی بچه ساکت و آروم و خووچگلی بودم!!)یادمه ۱۲مهر با اذون مغرب به دنیا اومدم!!پاکی و خالص بودن و می بینی!!(نوشابه)مامانم دیگه عصبی شده بود می خواست منو از طبقه ۵بیمارستان پرت کنه پاییین که جلوشو گرفتم گفتم چه خببببر؟؟؟تو نمی خواد منو بکشی میرم خونه ژاله خودش منو میکشه!تا اینکه مادربزرگم منو گذاشت تو یه زنبیل و آورد خونمون!!آخ هیچ وقت خواب توی زنبیل و یادم نمیره چه آرامشی بود زیر چادر مادر جون!!اما نمیدونم فکر نمیکردن من اون زیر تو یه زنبیل خفه میشم؟؟!!شاید می خواستن خفه شم!اواا دختر این چه حرفییه دشمنت خفه شه!!(ستاد توجیه  کودکان)به خونه که رسیدیم مادر جون زنبیل و گذاشت پایین هنوز در خواب بودم که یکی چنگم زد یکی قربون صدقم رفت یکی بوسم کرد!چشمامو وا کردم ۳تا خزوخیل بزرگ رو بالا سر خودم حس کردمممم!!از ترسم یههو جیغ زدم و گفتم من باید با این ۳خزوخیل زندگی کننم!!مادر جون گفت:چاره ای نداری باید بسوزی و بسازی!!تا اینکه مامانم به دادم رسید و اون ۳ خزوخیل رو روونه درس و مشقون کرد!دیگه کم کم بزرگ شدم!قد کشیدم!تونستم رو پاهام بایستم!زبون درآوردم!شدم سری تو سرا!!حالا این منم یه گلی ۱۵ساله که از بس این دامن چین دارش بلنده تو دست و پاش گیر میکنه!!

*****کادوی ژاله*****

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 18:18 توسط گـــلابـتون |